Read Ağrıdağı Efsanesi by Yaşar Kemal Free Online


Ebook Ağrıdağı Efsanesi by Yaşar Kemal read! Book Title: Ağrıdağı Efsanesi
The author of the book: Yaşar Kemal
Format files: PDF
The size of the: 441 KB
City - Country: No data
Loaded: 2629 times
Reader ratings: 5.3
Edition: Cem Yayınevi
Date of issue: 1974
ISBN: No data
ISBN 13: No data
Language: English

Read full description of the books:




کوه بلند و زیبای آرارات که در زبان کُردی «چیای آگری» خوانده می شود
چیا به معنی کوه و آگری به معنای آتشین است

این کوه نام های مختلفی دارد؛ در زبان ارمنی به آن «مازیک» یا «میسیس» می گویند
در ترکیه به آن «آغری داغ» بمعنی کوه آغری گفته می شود که احتمالا آغری از همان آگری گرفته شده است

احسان نوری در کتاب «تاریخ نژادی کرد» می گوید: طبق کتب مقدسه بنا بفرمایش قرآن کریم کشتی نوح در کوه جودی و به قول مسیحیان در کوه آرارات نشسته است و بعضی ها جودی و آرارات را بمناسبت نشستن کشتی نوح یک کوه می دانند و حتی «قاموس کتاب مقدس» ترجمه و تالیف «مستر هاکس» آمریکائی هم در کلمه آرارات این اشتباه را کرده و می نویسد«این کوه بلند را ارمنی ها میسیس، ترکان آگری طاغ، ایرانیان کوه نوح، اروپائیان غالبا آرارات و
«اعراب جودی گویند
در صورتیکه آرارات در منطقه سرحدی ایران-شوروی-ترکیه؛ جودی در شمال موصل در منطقه سرحدی ترکیه-عراق واقع است



:درمورد کتاب



این کتاب تنها داستانی عاشقانه نیست بلکه حکایتی است از مردمی سنت پرست و خوبی و بدی سنت ها و مهمتر از همه ظلمی هزاران ساله که این بار مردم بخاطر سنتی قدیمی در برابرش می ایستند
یاشار کمال که در برابر ظلم دولت و پاشاها و بیگ ها و ... قلم تندی دارد ولی در برابر عقاید مردم که خود به بیشترشان اعتقادی ندارد با نرمش بیشتری برخورد می کند چون وی خود بخشی از این مردم است و خود را جدا از آنها نمی داند

یاشار کمال شاید جزو نویسندگان مدرن ادبی نباشد ولی در همان سبک قدیمی خود حرف های زیادی برای گفتن دارد و برای مردم می نویسد.به قول ژان پل سارتر

در دنیایی که گرسنه است ادبیات چه معنی دارد؟ ادبیات نیز مانند اخلاق باید جنبه همگانی داشته باشد. بنابراین نویسنده اگر بخواهد روی سخنش با همه مردم باشد و همه اثر او را بخوانند باید در صف اکثریت عظیم دو میلیارد گرسنه ای که در دنیا هستند قرار بگیرد

:در مورد سنت ها
چیایی ها کله شق و متعصب بودند، گوششان به کسی بدهکار نبود، اما اگر کسی به آنها پناه می برد و تمنایی داشت هرکس که بود ناامید و دست خالی او را بر نمی گرداندند. هر چیز در چیای آگری براساس رسم و آیین بود.کسی نمی توانست مرزش را بشکند

این سنت ها که مربوط به گذشته اند و در زمان حاضر بیشترشان دست و پاگیرند و حتی به تعصبات کورکورانه ای و خونریزی و... منجر می شود
و نویسنده در طول داستان این را نشان می دهد
به قول مترجم؛ یاشار کمال می داند تا روابط اجتماعی از بنیان دچار دگرگونی نشوند، سنت شکنی در حد افسانه، در حد قهرمانی و حماسه باقی می ماند و این فسانه ها و حماسه ها هستند که زمینه ساز دگرگونی های عمیق آینده اند

در اینترنت به جمله زیبایی از یاشار کمال برخوردم؛ که نشان می دهد این نویسنده چه هدفی در کتاب هایش داشت؛ باید تلاش کرد مرکب را به جای قطرات خون حاکم کرد


در ادامه این افسانه، آهنگری با افکاری متفاوت پیدا می شود که نقش آدمی متجدد را برعهده دارد
و می تواند اشاره به نقش اسطوره ای کاوه آهنگر باشد که بنیاد ظلم را برکند

از وقتی که «حسو» خودش را می شناخت یک قدم به طرف درگاه پاشا و خان و بیگها بر نداشته بود. ماه رمضان روزه نمی گرفت و نماز نمی خواند، هیچ وقت دعا نمی کرد

آهنگر در بین جمعیت گفت: اگر ما در همه چیز به این شکل متحد باشیم، کسی نمی تواند پایمالمان کند، کسی جلودار ما نیست؛
..نه پاشا، نه پادشاه، هیچ کس

بعضی ها یعنی آنهایی که طرفدار پاشا بودند پشت سرش می گفتند: آتش پرست بی دین به تو چه که ما متحد بشویم یا نشویم

و بعد می بینم که چنین اتحادی هم بی فایده اس چون این مردم ساده باورند و پاشا خیلی راحت فریبشان می دهد

یاشار کمال در این کتاب هدف دیگری هم دارد و در آخر داستان آنرا با غم عجیبی نشان می دهد. کشته شدن یکی از عشاق که علتی جز تعصب ندارد
دوست داشتن هم همراه کینه و خشم از بین می رود

آخر این کتاب چندبار خواندم تا فهیمدم چگونه تمام می شود.یادمه وقتی با دوستی در مورد آخر داستان حرف می زدیم کلا نظرات متفاوتی در این باره داشتیم

:حرف آخر

قبلا این کتاب را با نام افسانه کوهستان خواندم که بنظرم ترجمه خوبی نبود.شاید چون شناخت زیادی از رسوم و فرهنگ کهن کردی نداشت.حتی احمدخانی شاعر معروف کرد را احمد خان ترجمه کرده بود و قسمت های زیادی را هم سانسور کرده بود.ولی این ترجمه شاید از لحاظ ادبی نسبت به دیگر ترجمه ها ضعیف تر باشد با اینحال چون مترجم با این رسوم و فرهنگ ها آشناست، بنظرم ترجمه دقیق تری می تواند باشد.یادداشت مترجم درمقدمه کتاب خود گویای این است


:قسمتی از داستان در مورد خشم چیای آگری

دریاچه کوچکی روی چیای آگری است که در ارتفاع چهارهزار متری قرار دارد.اسمش دریاچه کوپه است

هرسال آن زمان که بهار به چیای آگری باز می گردد چوپان های سیاه چشم چیای آگری با آن شانه های پهن و انگشتان بلند، نی هایشان را بر می دارند و با دلهای پر غصه به دیار گلها، بوهای تند رنگ ها و خاک مس رنگ دریاچه کوپه می آیند

پوستینهایشان را گرداگرد روی خاک مس رنگ دریاچه ، روی سینه این بهار هزاران ساله پهن می کنند و در چهار طرف دریاچه چهار زانو می نشینند

پیش از دمیدن آفتاب زیر ستاره های خرمن شده «آگری» که همیشه گرگر می سوزند، نی هایشان را از پر شالشان در می آورند
و نفس های گرم خود را در آنها می دمند
و تا سرزدن آفتاب، خشم هزاران ساله «آگری» را بیرون می ریزند

تاکنون نی زن دیگری بهتر از صوفی در هیچ خانواده از آگری پیدا نشده بود




عکس پیرمردی با نواختن نی پیدا نکردم و این سازی که در این عکس می بینید «کوال» است که گفته می شود این ساز منسوب به کردهای ایزدی است

:خشم آگری را هم با نی می نوازند و هم اوازه خوانان آنرا می خوانند

چوپان سرگردان عاشق دختر بیگ بود.دختر هم عاشق او بود.بیگ فهیمد. بیگ پانزده ده داشت...بیگ گفت : چوپان را بگیرید، آن چوپانی که جرات کرده است
.با دختر من پیمان دلدادگی ببندد، مرده یا زنده اش را بیاورید

.مرغ عشق آتش شد، آشیانه ای از آتش ساخت، روی درختی از آتش »
مرغ عشق در این آشیانه خوابید.سه جوجه درآورد.مرغ عشق با سه جوجه آتشینش پرواز کرد. به هر سویی که پریدند، هرجا که نشستند، آتش گرفت. کوه آتش
«..شد.سنگ آتش شد.خاک آتش گرفت...انسانها همه آتش گرفتند

آری چیای آگری از ظلم و جور به خشم می آید. لته ای از پیکر خودش را بر هر پانزده ده آوار می کند. پانزده ده با مردمش در زیر تنه آگری مدفون می
..شود... چیای آگری نابودشان می کند

این است خشم آگری. خشم آگری این چنین است... مرغ عشق شعله ای است، به هر دلی که رسید یکپارچه اتش می شود.آشیانه عشق آتش است



Download Ağrıdağı Efsanesi PDF Ağrıdağı Efsanesi PDF
Download Ağrıdağı Efsanesi ERUB Ağrıdağı Efsanesi PDF
Download Ağrıdağı Efsanesi DOC Ağrıdağı Efsanesi PDF
Download Ağrıdağı Efsanesi TXT Ağrıdağı Efsanesi PDF



Read information about the author

Ebook Ağrıdağı Efsanesi read Online! Yaşar Kemal was born as Kemal Sadık Gökçeli in 1926 in the Hemite village of Kadirli, Osmaniye, where his family, originally from the village of Ernis (present-day Ünseli) near Lake Van, had settled after a long period of immigration caused by the Russian occupation during World War I. The year of his birth is recognized as 1923 in some biographies.

After having left secondary school in his final year, he worked as a farmhand scribe, chief farmhand, substitute teacher, library officer, truck driver, and paddy inspector. In the early 1940s, he came into contact with leftist artists and writers such as Pertev Naili Boratav, Abidin Dino, and Arif Dino; he was imprisoned for political reasons for the first time when he was 17 years old. In 1943, Kemal published his first book Ağıtlar ("Ballads"), a compilation of folkloric themes. After completing his military service, he traveled to İstanbul in 1946 and worked as a gas control inspector at the French Gas Company. In 1948, he returned to Kadirli and worked for some time as a paddy inspector and later as letter-writer for illiterate citizens. He was arrested in 1950 for allegedly propagating Communism and served time at the Kozan Penitentiary. After his release in 1951, he went back to İstanbul and worked at Cumhuriyet newspaper between 1951 and 1963 as a short feature and interview writer under the penname Yaşar Kemal. Meanwhile, he published his first book of short stories Sarı Sıcak (Yellow Heat) in 1952 and İnce Memed (Memed, My Hawk), which has been translated into more than forty languages, in 1955. In 1962, he joined the Worker's Party in which he served as member of the executive board and member of the central executive board. He was prosecuted a number of times due to his writings and political activities. He was among the cofounders of the weekly political magazine Ant in 1967. He participated in the creation of the Writers' Trade Union of Turkey in 1973 and served as its first chairman in 1974-75. He was also the first president of the PEN Writer's Association founded in 1988. Due to an article he published in Der Spiegel in 1995, he was tried at the State Security Court of İstanbul and was acquitted. The same year he was sentenced to prison for 1 year and 8 months for an article he published in Index on Censorship, but his sentence was postponed.

With his amazing imagination, grasp of the inner depths of the human soul, and lyrical narrative, Yaşar Kemal became one of the leading name not only of Turkish literature, but of world literature as well. Translated into more than forty languages, Yaşar Kemal is the recipient of many awards in Turkey and more than twenty international awards including Prix mondial Cino del Duca, Commandeur de la Légion d'Honneur de France, Commandeur des Arts et des Lettres of the French Ministry of Culture, Grand Officier de la Légion d'Honneur de France, Premi Internacional Cataluña, Peace Prize of the German Book Trade, as well as seven honorary doctorates—five in Turkey and two abroad. The last award Kemal received was the Bjørnson Prize given by the Norwegian Academy of Literature and Freedom of Expression (Bjørnson Academy) on November 9, 2013. Yaşar Kemal died in İstanbul on February 28, 2015.


Reviews of the Ağrıdağı Efsanesi


MOHAMMAD

The book liked more than the previous

HARLEY

Why do they ask for a phone?

PAIGE

Fantastic book!

JACOB

On one Breath

MADDISON

How many times did I read ...-not boring! )))




Add a comment




Download EBOOK Ağrıdağı Efsanesi by Yaşar Kemal Online free

PDF: arda-efsanesi.pdf Ağrıdağı Efsanesi PDF
ERUB: arda-efsanesi.epub Ağrıdağı Efsanesi ERUB
DOC: arda-efsanesi.doc Ağrıdağı Efsanesi DOC
TXT: arda-efsanesi.txt Ağrıdağı Efsanesi TXT